السيد الطباطبائي

67

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى )

چون در اينجا از قوّهء عاقله بهره‌گيرى نمىكنند ، مثل آنست كه حسّ باصره و سامعه ندارند و نيز گنگ و لال مىباشند . أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَ لَوْ كانُوا لا يَعْقِلُونَ ( آيهء 22 از سورهء انفال ) « 1 » فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ ( آيهء 20 از سورهء 39 زمر ) « 2 » زيرا معلوم است استماع سخن ، و پس از آن تميز بين حقّ و باطل و بين نيكو و نيكوتر از وظائف قواى فكريّه است ؛ و لذا در آخر آيه آنان را صاحبان مغز و جوهره كه همان عقل است خوانده است . وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلَّا دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ ( آيهء 171 از سورهء 2 بقره ) « 3 » چون كفّار طبق غريزهء خود ، دينى را پسنديده‌اند و پيروى از آن نموده‌اند ؛ گرچه پرسيدن اصنام باشد و ليكن بعلّت آنكه از قوّهء عاقلهء خود مددى نمىگيرند ، پيوسته آن غرائز و احساسات درونى را بتخيّلات واهيه و اوهام بىپايه منحرف نموده ؛ و طرفى از آن نيروى وجدان خود نمىبندند . و عينا مانند كسى كه از گفتار چيزى جز همان صوت و صدا ادراك نمىكند ، آنان نيز از سخن حقّ و گفتار توحيد چيزى جز بعضى از مفاهيم به گوششان نمىخورد . و حقيقتى را ادراك نمىنمايند ؛ و بر جان آنان نمىنشيند ؛ پس در حقيقت آنان كرانى هستند و لالانى و كورانى كه ابدا تعقّل ندارند . و امّا از روايات : در كافى از عدّه‌اى از اصحاب از احمد بن محمّد از بعضى از كسانى كه مرفوعا از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرده‌اند روايت مىكند كه قال : قال رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم :

--> ( 1 ) اى پيغمبر ! آيا تو مىتوانى افراد كر را بشنوايانى و اگرچه آنان صاحب تعقل نباشند ! ؟ ( 2 ) اى پيغمبر ! بشارت بده بندگان مرا ؛ آنان كه گفتار را مىشنوند و گوش فرا مىدهند و سپس از نيكوتر آن پيروى مىنمايند ؛ آنان كسانى هستند كه خداوند ايشان را هدايت فرموده ؛ و ايشانند خردمندان . ( 3 ) و مثل آن كسانى كه كافر شدند مثل كسيست كه چون با او سخن گويند ، از آن گفتار هيچ نفهمد ، مگر صدائى و ندائى كه به گوشش بخورد ( مانند بهايم و چهارپايان ) آنان كرانند و گنگان و كوران پس ايشان تعقّل نمىكنند .